أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

16

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بكردندى و تضرّع بسيار كردندى ، ابليس بيامدى و شاخهاى اين درخت سخت بجنبانيدى و بآواز بلند آواز دادى و ايشان را وعدهاى بسيار دادى ايشان سربرداشتندى و نه چندان نشاط و خرّمى كردندى كه آن را حدّى بودى و بلهو و عرف « 1 » مشغول شدندى دوازده شبانه روز بعدد عيدها كه ايشان را بودى در سال ، آنگه برگشتندى چون مدّتى برين بودند خداى تعالى پيغمبرى بايشان فرستاد از فرزندان يهودا بن يعقوب عليه السّلام مدّتى بدراز در ميان ايشان بود و ايشان را دعوت ميكرد و با خداى ميخواند اجابت نكردند و اصرار كردند بر كفر ؛ و طغيان از حدّ ببردند پيغمبر ايشان بنزديك آن درخت حاضر حاضر آمد و آنچه ميكردند ميديد دلتنگ شد دعا كرد و گفت : بار خدايا ميدانى كه ايشان نافرمانى از حدّ ببردند و از عبادت اين درخت باز نمىايستند بار خدايا ايشان را آياتى نماى در آن درخت ؛ و آن درخت را خشك گردان ، خداى تعالى آن درخت را خشگ گردانيد ايشان را سخت آمد و مضطرب شدند و گفتگوى در ميانهء ايشان افتاد به دو فرقه شدند گروهى گفتند : اين از سحر اين پيغامبر خداى آسمان و زمين است خواست تا شما را باطاعت خود دارد « 2 » گروهى ديگر گفتند : اين از آن است كه خدايان شما از شما خشم گرفته‌اند از آنكه رها كرده‌ايد تا اين مرد ايشان را دشنام ميدهد و عيب مىكند و جمله برين اتّفاق كردند كه اين مرد را ببايد كشتن تا رضاى خدايان و معبودان خود حاصل كنيم بيامدند و گنگها « 3 » بساختند از ارزيز « 4 » بفراخناى چاهى و بر يكديگر نهادند تا بقرار زمين آن چشمه آنگه آبى كه درو حاصل بود بپرداختند « 5 » و در آنجا چاهى بكندند و آن پيغمبر را در آن چاه كردند و آن بت مهين را كه از سنگ بود بياوردند و بر سر آن چاه نهادند گفتند : تا فرياد و نالهء او اين معبود ما بشنود باشد

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « نشاط » و مراد خرّمى و خوشحالى است بطريق لهو و لعب . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « آورد » . ( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « گنگها و لوله‌ها » . ( 4 ) - در بعضى نسخ : « ارژيژ » بژاى سه نقطهء فارسى در حرف سوم و پنجم . ( 5 ) - در بعضى نسخ : « برداشتند » و پرداختن در اينجا بمعنى برداشتن است چنان كه ارباب لغت ضمن ذكر معانى آن تصريح كرده‌اند ؛ در برهان قاطع گفته : « پرداختن بر وزن سر باختن بمعنى خالى كردن و برداشتن و رفع نمودن نيز ميآيد » .